تبليغاتX
•°•.Sani Sampad.•°•
•°•.Sani Sampad.•°•
فرزانگان اهواز
چهارشنبه 10 مهر1387
ضایع بازی
 

                                  View Raw Image" href="http://s4.tinypic.com/20itbmc.jpg" class="thickbox">

سلام به بروبچ درس خون و درس نخون !!! Graduated

حالتون چطوره!؟؟هان؟!

۱۰ روزه از شروع مدارس گذشته ها!تا اینجا که بد نبود!!ولی یه عالمه بچه ها و معلما سوتی دادن و حرکات مسخره انجام دادن!

نمی گم فقط بقیه...خودم هم دست کمی ندارم!

وایسین چند نمونه رو واستون بگم...برین خوش باشین!!

۱-در جلسه ای راجع به المپیاد مرکز فرزانگان اهواز،با حضور مدیر جدید محترممان(سرکار خانم قلمراد.ک) و جمعی از دانش آموزان علاقه مند به المپیاد:

یکی از بچه ها اومد حرف بزنه!(خانم  x !) .فرمودند: " ما باید کلاسهای المپیادمون رو از اول تابستون شروع میکردیم...من خبر دارم که مرکز شهید بهشتی همین کارو کردن،از این موضوع هم مطمئنم چون شخصاْ با ۲۰ نفرشون رابطه داشتم و باهاشون در این باره صحبت کردم"!!!

البته هیچ کَس به روی خودش نیاورد اونجا و مچ این بنده خدا رو نگرفت!!

۲-با چند دیقه تاخیر رفتم سر کلاس شیمی...تخته رو نگاه کردم ببینم چیزی حالیم میشه از درس داده شده یا نه!؟(هنوز تو باغ نبودم!)... یهو با دیدن یه کلمه ی بانمک رو تخته زدم زیر خنده!...به  بغل دستیم  گفتم نیگاااا کن!!!!...گامالا!!!؟؟؟؟...گامالا چیه؟!

دور و وَری هام با تعجب یه نگاه به تخته انداختن[blink]...بعد زدن زیر خنده...دوستم گفت :"دخترم اینی که می بینی نوشته گاما که یه اشعه ست!...اونی هم که کنارش نوشته(همون که من خوندمش "لا"!!) علامت گاماست!نه لا!!...(یکی منو جمع کنه حالا![whistle])

۳-لهجه ی زیبای دبیر هندسه باعث تغییر لهجه ی دانش آموزانش شد! :

مثال: این فُعالیت رو حل بُکنیم! / اگه بُخوایم ... / و ...(با تبدیل  َ به  ُ  !)

۴-سر ایستگاه اتوبوس: اتوبوس محترمی جلوی ایستگاه ما توقف کرد و با صدایی زیبا گفت : "پیسسسسسس!!!"...منم بهش گفتم "بّییی تررربیییتتتت!!!" .... (خدا رو شکر کسی نبود صدامو بشنوه فقط:)دوستم که اینو شنید یهو زد زیر خنده!...تا توی مدرسه هم داشت میخندید و هر کی رو میدید این جریانِ تابلو رو تعریف میکرد![blush_shy]

۵-درون اتوبوس های جدید،مجهر به سیستم تهویه و اب سرد کن/گرم کن! :

یک نفر:"وایییی....دریا زده شدم...اینجا پاکت تهوع نداره؟"   

لازم به ذکره که این اتوبوس ها هم به کشتی و هم به هواپیما شباهت دارند...آخه حرکتش طوریه که آدم حس میکنه سوار کشتی شده و رو آبه...

از طرفی توش بوی هواپیما میده!!!روکش صندلیاش هم عکس هواپیما داره!!!

خلاصه من به این بنده خدا حق میدم!

این چند تا از مواردی بود که میشد نوشتشون!!!...انشاءالله در جلسات آینده اتفاقات جالب تری رو مینویسم!(بستگی داره به استقبالتون از این مطلب!!)

خوش بگذره با مدرسه!!!

اینم همینجوری میذارم:

                                       آواتار mahdi.adelinasab 

بای بای!!

 

 

+ ارسال،در ساعت 1:31 AM توسط کوچکولو.