تبليغاتX
•°•.Sani Sampad.•°•
•°•.Sani Sampad.•°•
فرزانگان اهواز
جمعه 27 شهریور1388
*چگونه رتبه ی تک رقمی بیاوریم؟ کنکوری ها و پشت کنکوریها بخوانند:

 جواب ساده است. با کمی همت و تلاش می توان  به این آرزوی کوچولو دست یافت.ما در اینجا روشی بی نظیر، بی رد خور،بي خطر ، بی عیب و نقص و بی فلان  درج نموده ایم.پس اگر مرد عمل هستید با ما همراه باشید:

مرحله ی اول(تلقین): برای آوردن رتبه ی تک رقمی باید به این باور برسید که تمام جیک وپیک زندگی شما در این آزمون نهفته است. پس می باید خود را به این باورها  تطبیق دهید. برای شروع جملات زیر را روزی 12-13 بار با صدای بلند تکرار کنید:

1-من اگررتبه 1 را نیاورم بدبخت می شوم!

2- تنها راه خوشبختی من در (مثلاً) پزشکی است پس اگر من پزشکی قبول نشوم خودم را می کشم.!

3- من بدون دانشگاه نمی توانم زندگی کنم!

4- خدایا ... تا قبل از قبولی در پزشکی عمر مرا نگیر...

مرحله ی دوم(برنامه ریزی): برنامه ریزی باید بلند مدت باشد.یعنی از روز اول پشت کنکور شروع شود و تا یک روز مانده به کنکور ادامه پیدا کند. بهترین برنامه ریزی، برنامه ای است که روزانه 24 ساعت مفید درس خوانده شود.برنامه ریزی زیر نمونه ای از بهترین برنامه ریزی های تاریخ کنکور است:

ساعت8 صبح تا 10: صبحانه + درس.(علامت + یعنی همزمان!)

ساعت10 تا 12: درس.

ساعت12 تا14: درس+ناهار+تلقین!(مرحله ی1)

ساعت14 تا16: فقط درس.

ساعت16 تا 18: درس.

ساعت18 تا 20: درس +شام.

ساعت20 تا22: تلقین دوم+ درس.

ساعت22تا 24: درس +درس!

ساعت24 تا 2 بامداد: مرور مطالب خوانده شده درآن روز.

ساعت2بامداد تا 4بامداد: درس + تلقین سومی!

ساعت4 بامداد تا8صبح: درس+ خواب!!!

مرحله ی سوم(اجرا): اوایل کمی سخت است. قبول داریم. ولی هرکه طاووس خواهد جور هندوستان کشد! برنامه ریزی ای که در مرحله ی قبلی توضیح داده شد را تا آخرین روز اجرا کنید. در این مدت باید از تک تک تفریحات و یللّی تللّی هایتان(!) بگذرید درنتیجه از همان روز اول با تلویزیون ، رادیو ، مهمانی ، کامپیوتر،موبایل،  یخچال و... تا  قبل از کنکور خداحافظی کنید! قطع رابطه با دوستان گذشته (اعم از دوستان کنکوری و غیر کنکوری) مهم ترین اصل در این مرحله است. اگر خیلی شما را تحت فشار قرار می دهند، می توانید یک آگهی ترحیم قلابی برای خودتان درست کنید و سردر خانه تان بچسبانید! این کار اگرچه دردسر دارد ولی حداقل شما را از شر مزاحمین نجات می دهد.  نکته حائض اهمیت دوم ،مبارزه با وسوسه های زود گذر است. من باب مثال خیلی ها برای خروج از خانه وسوسه می شوند. تنها راهکار مقابله ،«تراشیدن ابرو ها با تیغ» است!!! این اقدام شجاعانه نه تنها موجب حبس شما در خانه می شود بلکه در برابرمهمانان ناخوانده نیز شما را مصون می دارد!

مرحله ی چهارم(یک روز مانده به کنکور): در این مرحله احتیاجی نیست کار جدیدی بکنید. پس طبق برنامه ی همیشگی درس بخوانید. ولی برای استراحت ذهنی، شما بهتر بعد از ساعت 4 بامداد فقط بخوابید و درس نخوانید! (می بینید چه راه حل مناسبی دادیم باز هم ناشکری کنید...)

مرحله ی پنجم( روز کنکور): آن روز مهم ترین و پر تنش زا ترین روز زندگی شماست و اگر آن روز را خراب کنید بیچاره اید! چیز هایی که باید در جلسه همراه داشته باشید به ترتیب اولویت عبارت اند از:

1) آب میوه ترجیحاً 5 عدد.

2) شکلات حداقل 10 عدد.

3) صابون (حرفه ای ها می دانند اهمیت صابون در چیست؟!!!)

4)آب یخ( نه آنقدر یخ، که بعد از آزمون یخش آب شود!)    

5) موبایل (این را احتیاجی نیست بگویید ، خودم می دانم ممنوع است ولی به درد ضد حال زدن به رقبا می خورد!)

6)کارت ورود به جلسه. (سعی کنید این یک مورد نسبتاً کم اهمیت را هم به یاد داشته باشید!)

 

مرحله ی ششم (بعد از کنکور): ابتدا یک نفس عمیق بکشید و سپس (خیلی ببخشیدا) هر غلطی که دلتان خواست بکنید!!

مرحله ی هفتم(انتخاب رشته): اصلاً به علایقتان و از این جورسوسول بازی ها فکر نکنید.!! هر رشته ای که با کلاس تر و دهان پرکن تر است را انتخاب کنید. به حرف این و آن هم اصلاً توجه نکنید!!

وسرانجام : اگر رشته ی درست و حسابی قبول شدید که دیگر هیچ ولی اگر سر از یک رشته ی آب دوغ خیار در آوردید، دو راه پیش روی شماست:

1-طبق تلقینی که از اول کردید خودتان را بکشید!

2-در قسمت نظرات پایین علت شکست خود را بگویید!! این کار شما موجب بررسی و شناخت اشکالات این روش می شود. اگرچه همه می دانیم این روش دارای هیچ اشکالی نیست!!!


------------------------------------------------------------------------------------------------

حالا سلام!!!
چطو مطورين؟!

مدرسه خوش ميگذره؟!
سوماي ما دارن خر و تست ميزنن از حالا ! بايد بدويم كه جا نمونيم!!

معلم فيزيكمون كه بسي اسكل تشريف دارن اومده بين جملات گهربارش ميگه " من ميگم نميگم ، اما ميگم!!"

اين كه هيچي !‌درس دادنش : بچه ها ما چند نوع بار داريم؟؟؟ ميدونين ؟! 2 نوووع : مثبت - منفي !!

خلاصه بقيشون بمانند!

منم تا اطلاع ثانوي آپ نخواهم كرد ، مگر به دلايل خاص !

ايندفعه جون خانوم عظيمي نظر بدين! ( كمايي كه هنوز زندس !) 

منتظرما!!!

+ ارسال،در ساعت 7:26 PM توسط کوچکولو.
چهارشنبه 14 مرداد1388
تغيير فضا

 

اوهااااا !(صدای شیرفرهاد!)

هاااا!سلام!(تقصیر شبکه اصفهانه که شبا برره میذاره!)

کنکوری هامون چیکار کردن؟!

بهشتی که ترکوند!!!...فرزانگانم بدک نبوده انگار!...

به همه کسانی که رتبه های خوب گرفتن تبریک و خسته نباشید میگم!...

دوستان فرزانگان سرجای خودشه!... از فضای جابه جایی مدرسه بیاین بیرون!

بیاین

بیاین

بیااااااین

دنبال من بیاین!

آفرین!...اومدیم بیرون... 

کی میدونه مشکل بلاگفا چیه که بعضیا نمیتونن توش بنظرن؟ من از نقاط مختلف ایران امتحان کردم!نتونستم...شماچطور میتونین؟!...بگین ببینم،چه میشه کرد؟

۲هفته پیش مسافرتی بودیم که بسیار خوش نگذشت!(جای شما خالی! )

بازم دارم میرم اتفاقا!...با ماشین میریم ولی دعا کنید هواپیما روی ما سقوط نکنه!

حوصلم سر رفته بود و دلم واسه آپیدن تنگیده بود ، اومدم آپیدم به امید اینکه  بازم نظر بدین!

یه مطلبی هست تو ادامه مطلب!

عزیزانی که میدونن تو سال چه جونوری به دنیا اومدن ،برن بخونن...

حالا بقیتون غصه نخورین!...شما هم برین،در ادامه کمکتون میکنم بفهمین!

(جون کمایی نظر بدین!)


ادامه‌‌ی مطلب
+ ارسال،در ساعت 11:50 AM توسط کوچکولو.
دوشنبه 22 تیر1388
آب در هاون میکوبیم!
سلام بچونا!

چرا نمیاین،یه عالمه نظر نمیدین؟

چطورین؟

چیکار میکنین با تابستان؟ چقدر هوا وحشتناک شده!نه؟!

این روزا مردم دیوانه شدن!...داشتم پیاده میرفتم کلاس،...همه یه جوری نگاه میکردن انگار از فضا اومدم زمین!ولی به خدا کار غیر عادی نکرده بودم!

راستی!...تصمیماتی برای اعتراض به جابه جایی مدرسمون گرفته شده بود توسط دوستان گرامی که بهتره بیخیالشون شد، چون....!!!!

از اونجایی که فکر میکنم امیدی به نجات ما(فرزانگان اهواز) نیست، به همتون تسلیت اعلام میکنم ...

ایشالا خدا خودش جواب کسایی که خودسرانه واسه ما تصمیم گرفتن رو بده (مامانم واسه ۲نفر دعای اینجوری کرد، جفتشون حدود ۲ ماه بعد مردن!)

این داستانه رو دیدم، خیلی خوشم اومد...البته داستانش تخیلیه و امروزه در واقعیت وجود نداره!

دنیا زشت نشده؟

بخونین و اگه تکراری بود به روی خودتون نیارین! :

 

سالها پیش دكتری به عنوان داوطلب در بیمارستانی كار می كرد 
دختری به بیماری عجیب و سختی دچار شده بود و تنها شانس زنده ماندنش انتقال كمی از خون خانواده اش به او بود .
او فقط یك برادر 5 ساله داشت . دكتر بیمارستان با برادر كوچك دختر صحبت كرد 
پسرك از دكتر پرسید : آیا در این صورت خواهرم زنده می ماند؟
دكتر جواب داد بله و پسرك قبول كرد.
پسرك را در كنار تخت خواهرش خواباندند و لوله های تزریق را به بدنش وصل كردند 
.
 پسرك به خواهرش نگاه كرد و لبخندی زد و در حالی كه خون از بدنش خارج می شد ، به دكتر گفت : آیا من به بهشت می روم ؟
پسرك فكر می كرد كه قرار است تمام خون بدنش را به خواهرش بدهند!

 

 حالا اگه دپسرده شدین برین ادامه مطلبو بخونین،شاد شین!...من تحمل غصه خوردن شما رو ندارم دوستای خوبم!

 

دوست جونی ها!...نظر فراموش نشود

دوستون دارم(بگی نگی،نه همه رو!)

به امید استقبال گرم تر!



ادامه‌‌ی مطلب
+ ارسال،در ساعت 11:38 PM توسط کوچکولو.
سه شنبه 16 تیر1388
اگر بار گران بودیم ، به زور بردنمون !
مادر جاااان....!

حتما شنیدین فرزانگان داره به خیابون ۱۳ (بنت الهدی یه قراضه) منتقل میشه...

اولش باور نکردم...آخه یه مقدار عاقلانه نبود...ولی بعد دیدم راسته و به مدت ۲ روز سیاه پوش شدم!!

مدرسه ی عزیزمون و دارن ازمون میگیرن به خاطر گند کاری های بعضیا....و از اونجایی که تر و خشک با هم میسوزن   جمیعا تبعید شدیم...

سوال : چرا بعد از ۲۰ سال با ورود مدیر عزیزتر از جانمان(قلمراد)...خانم کمائی  این مشکلا پیش اومد؟ 

پاسخ : به علت پا قدم نحس ایشان و ...الهی تا آخر عمرش ترشیده بمونه!

« پاسخ  خود را در قسمت نظرات بنویسید »

بهشتی ها!  گریه نکنید...خود زنی نکنید...خود کشی نکنید...!!!!!

همگی ضد حال خوردیم!...

میدونیم اونایی که مشکل داشتن عمراً اینجوری درست بشن!...

بیاین بریم بنت الهدی رو آتیش بزنیم که نبرنمون اونجا!!!خوبه؟!...احتمالا این تنها راهه!

...دلم واسه مدرسمون تنگ میشه...

و در آخر :

اگر بار گران بودیم .  به زور بردنمون

                                                اگر نامهربان بودیم . به زور بردنمون!

 

نظر فراموش نشود

 

 

 

+ ارسال،در ساعت 12:14 PM توسط کوچکولو.
سه شنبه 26 خرداد1388
چگونه رییس جمهور شویم؟

 

xsgs_6011.gif

سلام عرض شد!

محاسبه اینکه چند قرنه نیومدم آپ کنم رو به عهده خودتون  میذارم ولی به هر حال لطفا تحویل بگیرید!گناه دارم اااا!!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

آقا این چه وضعیه؟!  حکومت اسلامی رو می بینین تورو خدا ؟دارن مردمو میکشن این بسیجیا و...مرگ بر دیکتاتور.چه شاه باشه چه دکتر!... نمیریزین بیرون واسه اعتراض حداقل شبا (۵/۱۰ به بعد) بیاین برین بالا پشت بوم الله اکبر بگین...(میگن باید ًیا حسین...میرحسین ًرو هم بهش اضافه کنیم که احمدی نژادیا نگن الله اکبر گفتنا واسه محموده!)

راستی موسوی گفته از ساعت ۵/۵ تا قبل از تاریک شدن هوا جراغای ماشیناتونو روشن بذارین به نشانه اعتراض.البته به جز یه رنو ندیدم کسی این کارو کرده باشه...یعنی چرا؟!!

فکر کردن با قطع کردن اس ام اس ها به کجا میرسن؟....موسوی رییس جمهور منتخب ماست و احمدی نژاد منتخب رهبر و بسیج و این حجتیا...وااای.اعصابم  خورد شد...!

بگذریم!...کارنامه تون چطوره؟!!خوبه؟!سلام برسونین بهش!...

بیشتر ازین چیزی نمیگم...این زیر رو بخوانید و رئیس جمهور شوید.

 


 

۱. صفت : برای خود صفاتی دست و پا کنید که مردم را قانع کند که به شما رای بدهند این صفات هرچه عجیب تر باشند بهتر است مثلا می توانید از صفاتی همچون معجزه هزاره سوم ،پدیده،سوپر استار ،سوپر من ، زورو، ناجی ،مهروزر و ... استفاده کنید .اگر این صفات از زبان دیگران به شما داده شود بهتر است.

 ۲.آمار: آمار دوران کاری خود را هر بار که به تلوزیون رفتید بگویید (البته همه میدانیم که این آمار شما واقعی است ..!!!)مثلا می توانید بگویید در زمان دولت قبلی صد در صد مردم ایران بیکار بودند و نرخ تورم دویست در صد بود ولی در زمان من بیکاری و تورم هر دو به صفر رسیدند.

 ۳. توزیع اقلام ضروری بین مردم : شما می توانید عده ای را ما مورد کنید تا سیب زمینی ، برنج ، قند ،روغن نباتی ، رب گوجه ،مداد تراش ، دوش حمام ، ماشین چمن زن ، وانیل،بیکینگ پودر و سایر اقلام ضروری را بین مردم تقسیم کنند و بگویند اینها از طرف شماست.

 ۴.مردم را محتاج خود کنید : یعنی به جای اینکه آنها را سر کار ببرید ماهیانه ۲۰ هزار تومان به آنها بدهید و بگویید این از یمن وجود شماست پس برای اینکه این برکات قطع نشود به شما رای بدهند.

 ۵. عملکرد : مدام عملکرد خود را برای همه بگویید مثلا بگویید که میدان نقش جهان اصفهان و تخت جمشید در دوران کاری شما ساخته شده است.

 ۶. تخریب: رقبای خود را به شدت تخریب کنید و برای آنها فیلم ، عکس ، کلیپ صوتی ، ماجرای طبقه ۱۱ خیابان طالقانی ماجرای طبقه ۱۲ میدان تجریش ، طبقه ۱۳ ونک و ... درست کنید اگر رقیب شما با این طبقات پایین کم نیاورد می توانید از ماجرای طبقه آخر برج میلاد استفاده کنید.

 ۷. نامه : از مردم بخواهید تا به شما نامه بنویسند تا مشکلاتشان را حل کنید مثلا نامه زیر سلام آقای ... من ... صاحب کارخانه ای هستم که ورشکست شد و... میلیون(یا میلیارد) تومان ضرر کرده ام و ..ماه (یا سال) است که حقوق کارگرانم را پرداخت نکرده ام شما می توانید مبلغ ۲۰ هزار تومان را با متن زیر در جواب بنویسید حالا این ۲۰ تومن رو بخور یه رای بده من ببینیم چی میشه !!

۸. غذای نفتی : شما می توانید یک وانت بخرید و پر از آن را بشکه نفت کنید و در خانه های مردم ببرید و به آنها بگویید: (اینهم از شام امشبتون حالا هی بگید فلانی خوب نیست )

۹. ساده زیستی : شما باید از خانه کاه گلی خود فیلم تبلیغاتی بسازید تا ساده زیستی خود را به همه نشان دهید (البته همه می دانیم که این ساده زیستی واقعی است و ریاو تبلیغات و ... نیست ) اگر از خود عکس هایی درحال خوردن نان و پنیر ، ماست و خیار ، شلغم ، نان خشک و تریت کردن به نوشابه و ... تهیه کنید این ساده زیستی بهتر نمایش داده می شود تبصره :هرگز نباید از میز تلفن استفاده کنید و تلفن شما باید روی زمین باشد.

 ۱۰: به شهر های مختلف سفر کنید تا مشکلاتشان را حل کنید اگر در این سفر ها مبلغ زیادی از بودجه کشور صرف امنیت و تبلیغات و استقبال هم شود ریاد مهم نیست همچمین اگر یک روز کامل آن شهر نیز تعطیل شود هم زیاد مهم نیست.

 ۱۱. تمام امکانات دولتی باید صرف تبلیغات برای شما شود مثلا مدیران مدارس و روسای دانشگاه ها مدام سر صف و زنگ تفریح و ... برای شما تبلیغ کنند همچنین صدا و سیما نیز باید کلا برای تبلیغات شما کار کند ماده واحده : این اصلا سوء استفاده از بیت المال نیست چون حق با شماست پس هر کاری که به نفع شما باشد خوبی محض است و هرچه بر ضد شما باشد شیطانیست.

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

منابع

معجزه هزاره سوم نوشته ف. رجبی

خواص سیب زمینی نوشته دکتر عباس کردان ( دکترای تغذیه )

زندگی ساده با ۱۶۰ میلیارد نوشته ص. محصولی

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

+ ارسال،در ساعت 1:54 PM توسط کوچکولو.
چهارشنبه 10 مهر1387
ضایع بازی
 

                                  View Raw Image" href="http://s4.tinypic.com/20itbmc.jpg" class="thickbox">

سلام به بروبچ درس خون و درس نخون !!! Graduated

حالتون چطوره!؟؟هان؟!

۱۰ روزه از شروع مدارس گذشته ها!تا اینجا که بد نبود!!ولی یه عالمه بچه ها و معلما سوتی دادن و حرکات مسخره انجام دادن!

نمی گم فقط بقیه...خودم هم دست کمی ندارم!

وایسین چند نمونه رو واستون بگم...برین خوش باشین!!

۱-در جلسه ای راجع به المپیاد مرکز فرزانگان اهواز،با حضور مدیر جدید محترممان(سرکار خانم قلمراد.ک) و جمعی از دانش آموزان علاقه مند به المپیاد:

یکی از بچه ها اومد حرف بزنه!(خانم  x !) .فرمودند: " ما باید کلاسهای المپیادمون رو از اول تابستون شروع میکردیم...من خبر دارم که مرکز شهید بهشتی همین کارو کردن،از این موضوع هم مطمئنم چون شخصاْ با ۲۰ نفرشون رابطه داشتم و باهاشون در این باره صحبت کردم"!!!

البته هیچ کَس به روی خودش نیاورد اونجا و مچ این بنده خدا رو نگرفت!!

۲-با چند دیقه تاخیر رفتم سر کلاس شیمی...تخته رو نگاه کردم ببینم چیزی حالیم میشه از درس داده شده یا نه!؟(هنوز تو باغ نبودم!)... یهو با دیدن یه کلمه ی بانمک رو تخته زدم زیر خنده!...به  بغل دستیم  گفتم نیگاااا کن!!!!...گامالا!!!؟؟؟؟...گامالا چیه؟!

دور و وَری هام با تعجب یه نگاه به تخته انداختن[blink]...بعد زدن زیر خنده...دوستم گفت :"دخترم اینی که می بینی نوشته گاما که یه اشعه ست!...اونی هم که کنارش نوشته(همون که من خوندمش "لا"!!) علامت گاماست!نه لا!!...(یکی منو جمع کنه حالا![whistle])

۳-لهجه ی زیبای دبیر هندسه باعث تغییر لهجه ی دانش آموزانش شد! :

مثال: این فُعالیت رو حل بُکنیم! / اگه بُخوایم ... / و ...(با تبدیل  َ به  ُ  !)

۴-سر ایستگاه اتوبوس: اتوبوس محترمی جلوی ایستگاه ما توقف کرد و با صدایی زیبا گفت : "پیسسسسسس!!!"...منم بهش گفتم "بّییی تررربیییتتتت!!!" .... (خدا رو شکر کسی نبود صدامو بشنوه فقط:)دوستم که اینو شنید یهو زد زیر خنده!...تا توی مدرسه هم داشت میخندید و هر کی رو میدید این جریانِ تابلو رو تعریف میکرد![blush_shy]

۵-درون اتوبوس های جدید،مجهر به سیستم تهویه و اب سرد کن/گرم کن! :

یک نفر:"وایییی....دریا زده شدم...اینجا پاکت تهوع نداره؟"   

لازم به ذکره که این اتوبوس ها هم به کشتی و هم به هواپیما شباهت دارند...آخه حرکتش طوریه که آدم حس میکنه سوار کشتی شده و رو آبه...

از طرفی توش بوی هواپیما میده!!!روکش صندلیاش هم عکس هواپیما داره!!!

خلاصه من به این بنده خدا حق میدم!

این چند تا از مواردی بود که میشد نوشتشون!!!...انشاءالله در جلسات آینده اتفاقات جالب تری رو مینویسم!(بستگی داره به استقبالتون از این مطلب!!)

خوش بگذره با مدرسه!!!

اینم همینجوری میذارم:

                                       آواتار mahdi.adelinasab 

بای بای!!

 

 

+ ارسال،در ساعت 1:31 AM توسط کوچکولو.
سه شنبه 12 شهریور1387
رشته های درسی در دانشگاه های ایران(طنز)

 

                                 

مهندسی راه و ساختمان: عمله سابق- دیگه فقط مونده بود کارگر ساختمانی رو دانشگاه ها بدند بیرون که خوشبختانه این امر هم با تلاش متخصصان و دانشمندان ایرانی محقق شد و ما از این به بعد کارگر هم از دانشگاه میاریم! روزی رو تصور کنید که از صبح وانت های شهرداری جولوی دانشکده فنی توقف میکنند و بچه های راه و ساختمان رو میبرند سر ساختمان!در این رشته معیار بهترین دانشجو برای دانشجویانی است که بیشتر از همه بتوانند آجر را به بالا بندازند.دروس این رشته عبارتند از:بیل مقدماتی ? بیلچه- روش های چیدن تیرآهن-فرمولاسیون درست کردن سیمان و.......

پزشكي (عمومي) : فقط كافيه رشته ات پزشكي باشه همين .آينده مشخص نيست ولي زمان حالشون رو كلا حال ميكنی .به خصوص وقتي يه خانم متشخص يا يه آقاي با كلاس صداشون كنه و بهشون بگه دكتر !وكله اي كه به سرعت نور بر ميگرده .فارغ التحصيلان اين رشته در به در دنبال يه خونه كلنگي هستن تا با كمي دستكاري تبديل به مطبش كنن .مهمترين اتفاقي كه قراره بعد از پاس كردن اين رشته بيفته نوشتن چهار تا نسخه براي دوستان و آشنايان مي باشد ..مهمترين درسي كه بايد در اين رشته پاس شود قسم نامه اي اخر كاره كه بايد خوب حفظ باشي ..

دامپزشكي:دا نشجويان اين رشته بسيار خوش طبع و با حال هستن چون با خوندن صفات دام ها كمي  همنشيني با نوع رفتارشون تركيب شده ..پس اگر روزي  به شما گفت گاو من ناراحت نشويد زیرا گاو حیوان نجیبی است..علت اصلي انتخاب اين رشته بيكاري محض با گرايش علاقه شديد به داشتن  مدرك دكتري  مي باشد ..اگر در روستا و يا گاوداري ها شخصي رو ديديد كه در حال دويدن هستش بدونيد كه دامپزشك بود و از درد ناشي از لگد گاو داره ميدوه...اين رشته به افراد زير 45 سال توصيه نميشود چون دراين سن بهتر مي توان حيوانات رو درك كرد !!!!..گفته مي شود رئيس جمهور يك كشور اسلامي در اين رشته فعاليت ميكرده است ..خيلي هم خوش تيپه !!!

تربيت معلم !:در كشور ما 90 در صد مردم در اين رشته فارغ التحصيل شدند و يا در شرف اين امر هستن و يا در اين رشته بازنشسته شدند ..قبلا استخدامشون ميكردن اما الان با يك دست ميزننشون !يعني 5سال به نصف قيمت مثل يه گ..او ازشون كار ميكشن بعدش هم با كلي التماس درصدي ازشون رو استخدام ميكنن و ملاك استخدام رسمي آشنا بودن با روساي ادره اموزش و پرورش مي باشد ...از جمله خاطرات شيرين اين دوره  جك هاي گفته شده سر كلاس و همچنين گل كوچيك در محوطه دانشكده مي باشد ..تخصص همه اي دانشجويان اين رشته  اعتقاد راسخ به ولايت فقيه مي باشد !براي شناختن فارغ التحصيلان اين رشته فقط كافي است سري به ترمينال هاي محل زندگيتان بزنيد .تعداد كثيري از اين قشر در زندان به سر ميبرند و علتش هم ضامن شدن براي وامهاي اشنايان و غيره مي باشد ..ادعاي اين قشر در مظلوم بودن انهاست ...!!!!!!!!!!!

روانشناسي : 99درصد دخترها در ايران روانشناسي ميخونن علتش هم مشخصه تا بتونن مردها رو بهتر بشناسن ..غافل از اينكه علم روانشناسي به دست همين مردها نوشته ميشه ..براي روانشاس شدن كافيه رتبه 500000000 رو در دانشگاه داشته باشيد سپس با كمي درايت در انتخاب رشته اولويت 100خودتون رو اين رشته قرار بدهيد ..علت اصلي طلاق در كشورما آشنايي خانمها با علم روانشناسي مي باشد .چندي پيش خانم دكتر روانشناس علت اصلي طلاق رو در كشور ما ازدواج اعلام كرد و از همه اي مونث ها خواسته كه اين كار خطرناك رو انجام ندهند !فارغ التحصل شدن در اين رشته بسيار آسان مي باشد چون هيچ دليلي ندارد كه  صندلي هاي دانشگاه توسط محصلين اين رشته اشغال شود .حضور اين دانشجوها در دانشگاه خطرناك بوده ....مهمترين كتابهاي اين رشته ..روانشناسي بالشتي ...كودك مراقبت جيش..چگونه با افسرده ها مبارزه كنيم ..دخترهايي كه بيش از 15 خواستگار(تخيل صددرصد) رو رد ميكنن  روانشناسي خوندن !! پسرهای این رشته هویت مشخصی ندارند وبیشتر اقدام به خودکشی میکنند چون خودشون رو که کامل میشناسن دیگه تحمل خودشون رو ندارن

رشته تغذیه: رشته ای که اشتباهاً جزو رشته های دانشگاهی اومده.آینده شغلی بسیار تیره و تیریکی دارند.در بهترین حالت و در صورتی که شهرداری به فارغ التحصیلان این رشته مجوز بدهد میتوانند اقدام به باز کردن ساندویچ فروشی کنند!ضمناً دانشجویان فوق لیسانس هم میتونند Fast Food بزنند.از بزرگترین دستاورد های علمی این رشته در سالهای اخیر کشف فرمول سس هزار جزیره بوده است!از جمله دروس این رشته:هات داگ-1 هات داگ2 - سوسیس کاربردی- انسان و کالباس و.... میباشد!از بزرگان این علم هم میتوان به اکبر کثیف (ساندویچ فروشی اکبر ***) اشاره کرد.

رشته ادبیات:گیج ترین و گلابی ترین دانشجوهای ایران در این رشته تحصیل میکنند(توصیه میکنم اگر یه وقت دلتون گرفت واسه بازکردنش برید دانشکده ادبیات!)از جمله بزرگترین دانشمندان این رشته حافظ و سعدی و عارف قزوینی و ایرج میرزا! بوده اند که حتی تحصیلات دبیرستانی هم ندارند(علمی که بزرگانش سواد درست حسابی ندارند دیگه معلومه چی میشه....!)از ابهامات بزرگ این رشته این نکته میباشد که انوری بالاخره شاعر قرن پنجم است یا نهم ! فارغ التحصیلان این رشته میتوانند به عنوان مصطفی رحماندوست مشغول به کار شوند! از دروس این رشته: زندگی نامه و آثار حافظ-زندگی نامه و آثار سعدی-زندگی نامه و آثارنظامی-زندگی و آثار فرخی سیستانی و یزدی و شمالی و بلوچی و.....!

شيمي : اين رشته گرايشهاي زيادي دارد ..شيمي محض ..شيمي مغز ..شيمي كاربردي ...شيمي كار كرده .اكثريت مشغولين تحصيل در اين رشته خانمها هستند چون علاقه زيادي به دگرگوني در چند ثانيه دارند ..در واقع يك نوع همسان سازي رو در اين رشته مي بينند ..پسرها هم در اين رشته به دنبال آشنا شدن به  علم روز !مي باشند ..معمولا نمره ها بين 10 تا 12 متغييره ..هر گاه در بازار بوديد و شخصي رو ملاحضه كرديد كه بعد از خريد جنسي اون رو بو ميكنه بدونيد خودش يا فرزندش در اين رشته مشغول به تحصيل هستند ..شاخص ترين دليل تحصيل در اين رشته رد شدن از رشته اي دكتري مي باشد ..!والي غيره الله

رشته مهندسی صنایع:رشته ای که فقط اسمش مهندسی صنایع می باشد وگرنه دانشجویان این رشته مهندسی صنایع دستی هم بلد نیستند چه برسه....تا به امروز شخص قابل ذکری در این رشته مشغول به تحصیل نبوده و شاید معروف ترین دانشمند این رشته امیر حجوانی باشد که با رتبه40000000000 مشغول تحصیل در رشته مهندسی صنایع می باشد!

رشته مهندسی کامپیوتر:خدا پدر مادر مخترع کامپیوتر رو بیامرزه که اگه اون نبود الان تعداد دانشجوهای این مملکت به نصف تقلیل پیدا میکرد.این روزا دیگه عادی ترین جمله ای که از یک دانشجو شنیده میشود این است: کام میخونم! نکته جالب در مورد این رشته تفکیک آن به دو گرایش نرم افزار و سخت افزار میباشد که دانشجویانی که تبحر خاصی در زمینه Fifa2006 و Max.p و .... دارند وارد گرایش نرم افزار و کسانی که میتوانند با انگشست شصت پایشان دکمه Power کامپیوتر را بزنند وارد گرایش سخت افزار میکنند.فارغ التحصیلان این رشته حوالی خیابان جمهوری مشغول فروختن CD میباشند!از دروس این رشته:بیل گیتس شناسی 1 ? سی دی مقدماتی-تفاوت Monitor و TV و....

داروسازی:نفس-زندگی-بهترین رشته دانشگاهی.رشته ای که هیچ نقطه ضعفی ندارد.تنها نکته منفی این رشته دانشجویانش میباشند که از سال سوم به خاطر آشنایی با انواع داروهای نئشه آور مشغول پاک کردن شیشه های فضا پیما میباشند!!!کسانی که در این رشته تحصیل میکنند همشون از بزرگان جامعه هستند!تنها رشته ای که هنوز خز نشده و اون به این دلیل می باشد که هرکسی رو توش راه نمیدن و فقط آدم باحال ها رو راه میدن. از دروس این رشته:فارمالوژی-فارماتو گرافی-فارماسی-فارما توپیک-شیمی!

تربیت بدنی :میراث مفت خوری ...فقط پاس کن بقیه اش رو بی خیال ..بدو بدو ...قبولی ..تمامی دانشجویان این رشته از بد استیل ترین افراد ایران هستند ..اصولا همینطوری که راه میرن با گردنشون بارفیکس میزنن ..ادعای بدنسازیشون میشه ..خانمها تو این رشته به راحتی قابل شناسایی هستند ..اگر متاهل بودند اونها رو همراه شوهرشون در حال دویدن می تونید ببینید و اگر هم مجرد بودند فقط کافیه یکم جلوشون قلدری کنی !!!!یا شمارشون رو بگیری و مزاحمشون بشی تو سه سوت بهت میگه هوی من تکواندکارم حواست باشه !!! شناسایی پسرهای محصل این رشته هم به راحتی آب خوردنه فقط کافیه میزان استرچ تک پوششون رو ببینی !از زیر مجموعه های این رشته ..وسط وسطی ..طناب زنی با سرعت نور ...یه توپ دارم فلفلیه ...دو مادر همه ای ورزشهاست ..و الی آخر ..تا برسه به جراحی مغزو اعصاب و پوکی بصل النخاع !

حالا جا داره  به عزیزانی که این مطلب رو خوندن عرض سلام و خسته نباشید کنم و گفته باشم که این متن جنبه شوخی داشته و به بعضیا برنخوره!!!....نظر یادتون نره...راستی به نظرتون من برگردم؟؟


+ ارسال،در ساعت 11:3 PM توسط کوچکولو.
شنبه 17 آذر1386
ای روزگار
 

                    

چه سلامی؟ چه علیکی؟!اصلآ منو وبلاگ زدن؟؟؟

از من بعید بود...!

از قبل از اینکه این وبو بزنم همه(۳ نفر=همه)میگفتن نزنودردسر داره...و ازین حرفا....من هم میخواستم نصیحتاشونو گوش کنم ،میخواستمااااا...منتها یک چیزی به نام مرض باعث شد که دقیقآ کاری بر عکس خواستم رو انجام بدم...

آخه اینایی که مثلآ نصیحت میکنن ، باید یه دلیلی هم واسه طرف بیارن که نصیحتاشون اثر داشته باشه تا اثر این نیروی نصیحت به اثر نیروی مرض غلبه کنه،نه؟(البته اگه واقعآ از روی دلسوزی باشه...)!

به دلیل بیشتر بودن نیروی مرض در وجود بنده ، اثر نیروی نصیحت خنثی شد و =>(در نتیجه!) مرض بر نصیحت غالب شده و.....ااااااااااااه اصلآ ولش کن ...!به هر حال این وب همون طور که ساخته شده،میتونه از بین هم بره(قانون بقای وبلاگ)...اصلآ من نه استعداد نوشتنو دارم،نه حوصله ی درد سر و گیر دادنای بعضیا(کییااااا؟؟ )

اصلا هم خوشم نمیاد که همه بشناسنم و ...

اگه میشد آدم هم وبلاگ داشته باشه ، هم هیشکی نشناسدش من که دیگه غمی نداشتم...

ولی فکر نکنم بشه.......یهو دیدین مجبور شدم این وب مسخره ی بیچاره رو هنوز به دنیا نیومده بکشم!(آرایه تشخیص)

البته باید ذکر کنم که در حال حاضر من تعادل روحی ندارم...اگه تصمیمی هم بگیرم ممکنه دو دیقه بعد پشیمون شم...باید روش بیشتر فکر کنم و ببینم میشه ...؟

دیگه خیلی دارم ور میزنم،نه؟

من رفتم....

+ ارسال،در ساعت 0:6 AM توسط کوچکولو.
چهارشنبه 14 آذر1386
"من اومدم"
 

                   

سلام...

همه خوبىن؟خوش مىگذره دىگه ،‌ نه؟

مگه مىشه با اىن درسو مشقا به آدم خوش نگذره؟؟؟!

من که شخصاً لذت میبرم...!(مخصوصاًً با امتحان عربی فردامون)حالا...

خىلی وقت بود که تصمىم داشتم ىه وبلاگ بسازم ولی خوب شرایط جوی(...) اجازه نمیداد...

راستش هیچ هدف خاصی هم از ساختن این وبلاگ ندارم...!(دراینجا میتوان از اصطلاح"هوىجوری"استفاده کرد!)

به هر حال منتظر پىشنهاداتون که به بهتر شدن وب کمک مىکنه هستم...فقط خواهشاً به قالب گىر ندىن!

موفق باشىن

دوستون دارم

بای

+ ارسال،در ساعت 5:30 PM توسط کوچکولو.